خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
387
نهج البلاغة ( فارسي )
او ، در اطراف گستردهء هوا و فضاى گشادهء جوّ بال زنان مىپرند . آنها روزگارى نبودهاند و خداوندشان از كتم عدم به عرصهء وجود آورد و اشكال و صورتهاى شگفتانگيز داد . اندامهايشان را با مفصلهاى محكم ، پوشيده در پوست و گوشت به هم پيوند داد . بعضى را كه جثه اى سنگين داشتند ، از بالا پريدن و بالزدن در فضا بازداشت . بالزدن اين گونه پرندگان را در نزديكى زمين قرار داد . به لطف قدرت و باريكى صنعت خويش هر دسته از آنها را رنگى داد . دسته اى از آنها يك رنگ دارند و رنگ ديگر با آن آميخته نيست . دسته ديگر سراسر تنشان يك رنگ است و طوقى از رنگ ديگر به آنها داده . از شگفتترين شگفتيها ، طاوس است كه او را نيكوترين تناسب بخشيد و به زيباترين رنگها بياراست . پرهايى كه نايچه هايى آنها را به هم پيوند داده و دمى كشيده كه چون با طاوس ماده روياروى گردد ، آن را چون چترى بگشايد و بر فراز سر خود سايبان سازد . در آن حال به بادبانهاى كشتيهاى « دارين » ( 1 ) ماند كه ملاحان گشوده باشند . طاوس بر زيبايى رنگهاى خود مىبالد و مغرور به جلوه گريهاى دمش ، مىخرامد . چون خروس با مادهء خود جمع مىآيد و چون نرينههاى شهوتناك با ماده خود نزديكى مىكند و بارورش مىسازد . در اين باب از تو مىخواهم كه خود به چشم خود ببينى ، تا آنچه گفتهام ، باورت گردد و من مانند كسى باشم كه آنچه مىگويد به عيان ديده نه از ديگرى شنيده ، كه به قول او اعتماد نشايد كرد . اگر چنان باشد كه بعضى پندارند كه طاوس ماده از خوردن قطره اشكى كه از چشم طاوس نر مىتراود و در گوشههاى چشمش مىماند ، بار مىگيرد و تخم مىنهد نه از راه جماع ، اين امر عجيبتر از بارور شدن ماده كلاغ نيست كه - پندارند - از چيزى كه كلاغ نر در دهان او مىگذارد ، بارور مىگردد . نايچههاى پر او چونان ميلههاى سيمين است ، كه دايره هايى اعجابانگيز همانند خورشيد از آنها رسته است ، دايره هايى از زرناب و زبرجد . اگر برايشان همانندى در
--> ( 1 ) . شهركى بر ساحل بحرين .